جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

728

تحفة الملوك ( فارسى )

فرموده است و به فرمودهء إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ « 1 » آن را مبغوض داشته است چون‌كه از آثار ذميمه كبر است ، راه نرود ، بلكه به طريق تواضع و فروتنى كه در فرمودهء وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً « 2 » مدح آن را فرموده است راه برود . و از اين‌جا است كه عصا در دست گرفتن ، كه موجب تواضع و فروتنى و عجز و انكسار و مانع از طريقهء تبختر و اختيال است ، در شريعت ممدوح شده است . و جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به فرمودهء « تعصّوا فانه من سنن اخوانى النبيّين » « 3 » امر به آن فرموده‌اند و طريقهء انبيا و اوليا بوده است ، خصوصا در حال پيرى و كبر سن . و از آن حضرت ايضا روايت شده است كه « من بلغ اربعين و لم يحمل العصا فقد عصى » « 4 » ، يعنى هركس كه برسد به چهل سال و بر ندارد عصا را ، پس به تحقيق كه معصيت نموده است ؛ چون‌كه جنبيدن و ميل نمودن اطراف او به سبب ضعف و پيرى ، اندك اندك منجر به اختيال و آثار كبر كه اكبر كباير است مىگردد . و وارد شده است ايضا كه بزرگ و كوچك بنى اسرائيل همگى از جهت تواضع و دورى نمودن از ذميمهء تبختر و اختيال عصا را در دست مىگرفتند . « 5 » اين است شمه‌اى از رعيت‌دارى و تدبيرنمايى در مسكن و آداب سكون و حركت اين كس در حضر كه غالب آن‌ها را همهء مردمان مىدانند و به عمل مىآورند ، و لكن از آثار عقل و نور ايمان و حسن قصد و نيت ايشان نيست ، بلكه به مقتضاى عادت و به طريق غفلت و از آثار جهلى است كه در صورت به آثار عقل شبيه مىباشد ؛ به جهت آن‌كه اگر از آثار عقل و نور ايمان مىبود هرآينه در جميع آداب بر يك نهج مىبودند و تخلف در بعضى دون از بعضى نمىنمودند ؛ چون‌كه تخلف نمودن آثار از حقايق ، ممتنع و محال است . پس چون‌كه ديده مىشود كه نقش و نگار و ساير اسرافات و محرمات و مكروهات ديگر كه از آثار جهل است در آداب خانه‌دارى ايشان به‌هم مىرسد و از ايشان صدور مىيابد ، از اين‌جا معلوم مىشود كه آداب ديگرى كه در

--> ( 1 ) . لقمان : 18 . ( 2 ) . فرقان : 63 . ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 176 ، رقم 788 ، ح 3 . ( 4 ) . مستند اين حديث را پيدا نكردم . ( 5 ) . در ضمن حديث هامش ( 3 ) آمده است .